قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2417

تاريخ الفي ( فارسى )

سلطان ملكشاه ، كه به شرف الدّوله مسلم بن قريش « 1 » و بهاء الدّوله منصور [ بن دبيس بن فريد ] « 2 » و بيشترى از امراى عرب و كرد مفوّض بود ، بر ميمنهء قاورت بيگ حمله آورده به ضرب تيغ بىدريغ و طعن سنان جگردوز ، آنچنان ايشان را سراسيمه و متفرّق ساختند كه هر يكى از ايشان از هول جان به جانبى گريخت . چون قاورت بيگ اين حال را مشاهده نمود از بس كه بر وى رعب و بيم استيلا يافته بود ، عناب اسب خود انداخته از ميان به‌در رفت . و چون امراى ميسرهء سلطان ملكشاه ، كه عمدا از ميسرهء قاورت بيگ هزيمت يافته بودند ، شنيدند كه امراى عرب و كرد اينچنين دستبردى نمودند خود را از كمال غصّه بر اردوى ايشان رسانيده تمامى اردوى ايشان را غارت نمودند تا آنكه ، يورت نقيب النقبا طراد بن محمّد زبيبى را ، كه از قبل خليفه ، القائم بامر اللّه ، به طريق سفارت و ايلچيگرى پيش سلطان الپ ارسلان آمده بود ، نيز غارت كردند . و مقارن اين حال روستايى [ ى ] خبر آورد كه قاورت بيگ در فلان ده پنهان است . سلطان ملكشاه فى الحال جماعتى از معتمدان خود همراه او كرد كه قاورت بيگ را گرفته بيارند . چون قاورت بيگ را به خدمت سلطان ملكشاه آوردند ، سلطان ، سعد الدّوله گوهرآيين « 3 » را فرمود كه كار قاورت بيگ را به اتمام رساند . سعد الدّوله گوهرآيين ، بنا به فرمودهء سلطان ملكشاه ، كمان در گردن قاورت بيگ كرده كارش را ساخت . در روضة الصّفا چنين آورده كه بعد از گرفتن قاورت بيگ ، امرا و اعيان دولت ملكشاه با خواجه نظام الملك در باب تزايد علوفات و مرسومات سخن به آنجا رسانيدند كه : اگر سلطان در زياده كردن اقطاعات و مرسومات ما تغافل و اهمال روا دارد موجب سعادت و ارتفاع دولت دولت قاورت بيگ خواهد بود . خواجه نظام الملك چون اين نغمه را از آن جماعت استماع نمود ، بنابر مصلحت آن طايفه را تسكين داده گفت : امشب مهمّات شما را به عرض رسانيده موجب دلخواه شما مىسازم . و چون سلطان بر مدعاى امراى غدّار اطلاع يافت ، همان شب قاورت بيگ را زهر داده به عالم ديگرش فرستاد « 4 » و بامداد كه امرا به تقاضاى خواجه نظام الملك آمدند خواجه فرمود :

--> ( 1 ) . مسلم بن قريش از رؤساى قبايل عرب حلب و موصل است . ترجمه احوال وى در مرآت الزّمان آمده است . ( 2 ) . افزودگى از روى الكامل ( ج 10 ، ص 29 ) صورت گرفت . ( 3 ) . وى مقام شحنگى بغداد را داشت . قبل از او الب‌ارسلان اين مقام را به ايتكين سليمانى داده بود . ( 4 ) . داستان مسموم كردن قاورت بيگ در اكثر كتب تاريخى مربوط به سلجوقيّه ، از جمله : سلجوقنامهء ظهيرى نيشابورى ( ص 30 ) ، راحة الصّدور راوندى ( ص 127 ) ذكر شده است ، ولى در كتب اخبار الدّولة السلجوقيّه ( ص 59 ) و تاريخ سلاجقه ( ص 13 ) صحبت از خفه كردن قاورت است و در زبدة التّواريخ ، زبدة النصر و نخبة العصره ، و الكامل آمده كه قاورت بتحنيق كشته شد . و اللّه اعلم .